
پایگاه خبری 598: اینکه از تعلقات دنیایی هجرت کنی لازمهی ورود به عرصهی جهاد است و جهاد راه شهادت؛ کاری که این روزها از امثال شهید فرجاللهها، شهید هادی یزدانیها، شهید حسین بابریها، شهید سیدحسن حسینیها، شاهد بودیم و چقدر زیادند این مردان بیادعای سرزمین ما. آنان که چشم انتظار میعاد نیستند و هر لحظه در میقات او هستند، آنان که نه خود را شخصی، که خسی در طرح الهی میدانند. شهدا آسمانیانی هستند که در زمین هبوط یافتهاند و توانستهاند خود را از زندان زمینیها برهانند. حاج قاسم در آن سخنرانی اعجاب برانگیز یادواره هشت هزار شهید گیلان چه زیبا مانیفست سهگانهی هجرت، جهاد و شهادت را در تبیین دفاع مقدس طرح میکند و شهدا فهمیدهاند که دفاع مقدس محصور زمان و مکان نیست! هر لحظه میقات و هر مکان میعاد اوست. فرقی نمیکند دفاع مقدس جنگ تحمیلی هشت ساله باشد، یا دوازده روزه و چه این روزها و چه هر زمان دیگری که لازم باشد. و چه ابله است آن دشمن بیگانه که ایام سالگرد حاجقاسم را برای اجرای نقشههای پلید خود انتخاب کرده است؛ پیداست که نه با مفهوم و کارکرد شهادت آشنا است و نه کارکرد مکتبِ حاجقاسمِ شهید را میفهمد و نه "جمهوری اسلامی حرم است" و نه ملت ایران را. این انقلاب به برکت خون شهدا و تا "ما ملت شهادتیم"، ادامه خواهد یافت و متصل به ظهور خواهد شد.
اما واقعه التهابات این روزها چگونه رخ داد؟ در ایام جنگ دوازده روزه، رهبر معظم انقلاب هشدار داده بودند که دشمن ددمنش به فکر آشوب داخلی است لکن ایجاد آشوب علاوه بر برنامهریزیِ هدایت و حمایت به جرقهی اولیه نیاز داشت و این شد که شاهد رشد سرسامآور دلار شدیم. در پی آن جامعه در انتظار مسئولان برای پاسخدهی از چرایی و ارائه راهحل و تنویر افکار عمومی بودند. اما بدنه روابط عمومی دولت این نیاز مردم را درک نکرد و ذهنیت بیدولتی قوت گرفت. جامعه هیچ عکسالعملی قاطع و برندهای از سوی مسئولان دولتی و مجلسی در قبال پاسخ به چرایی شکلگیری این وضعیت و برنامههای مهار نمیدید. بنابراین اعتراضات برحق بازار شروع شد؛ نفروختن سودش بیشتر از فروش بود و زندگیای که خرج داشت و اعتراض. برخی اما نفروختند و ناترازی عرضه و تقاضا سبب افزایش قیمتها شد و شکایت مردم. در پشت پرده لکن طرح دیگری در جریان بود. عوامل صهیونیست مدتها قبل مترصد این فرصت بودند که جامعه ما را ملتهب کنند و حالا زمینه فراهم بود یا زمینه را فراهم کردند. بدون شک مطالبه مردمی و اعتراض راهی برای پیشرفت کشور است که در قانون اساسی ما نیز به رسمیت شناخته شده است. اما بیچاره مردم مظلوم ایران که بیگانگان فرصتطلب آن اعتراض به حق را، به اغتشاش آلوده کردند و از مسیرش منحرف نمودند. البته طبیعی است که بیگانه و مزدورانش بخواهند مانع پیشرفت کشور باشند اما دولت و مجلس نیز وظیفه دارند زمینه اعتراض سالم و ملزوماتش را فراهم و راهبری کنند و ای کاش این یکی از پروژههای آیندهشان باشد.
اوایل مرز بین اغتشاش و اعتراض هنوز برای مردم وضوح نیافته بود. رویدادهای فضای مجازی نشان از یک ساماندهی برنامهریزی شده داشت؛ آن بیگانه در شبکه مجازی اختصاصیاش پُستی گذاشته بود به این مضمون که "پشت شما هستیم و اگر آشوبگران کشته شوند پاسخ خواهیم داد و جنگ میشود."، آن بیگانهی نامشروع دیگر نیز در ایکس پیام گذاشته بود که "در کف خیابان در کنار شما هستیم." هر دو پیام یک چیز را مخابره میکردند و البته که ترامپ و نتانیاهو هماهنگ بودند؛ چرا که سگ زرد برادر شغال است. جالبتر پُست ایلان ماکس در شبکه اجتماعی ایکس بود که مجبور شده در پاسخ به پُست انگلیسی صفحه رهبری، از ضربالمثلی ایرانی و آن هم به زبان فارسی استفاده کند. پاسخ ایلان ماکس حاکی از قدرت و اصالتِ ایران بود؛ هم به لحاظ استفاده از ضربالمثل ایرانی و هم اینکه مجبور شده بود به زبان فارسی -که حدودا فقط اندکی بیش از یکصد میلیون نفر مخاطب در دنیا دارد- پاسخ بدهد! این اتفاق را باید چنین خوانش کرد که رویافروش امریکائی از رویای ایرانیِ جمهوری اسلامی واهمه به دل دارد! تقریبا از شب پنجشنبه هجدهام دیماه اخبار و تصاویر در فضای مجازی، حاکی از خشونتهای سرسامآور بود. مزدوران به صورت سربازان بدون یونیفرم امریکائی و صهیونیستی بین مردم نفوذ کرده بودند و رهبری کار را بر عهده داشتند، اراذل و اوباشِ تروریستِ شهرها ساماندهی شده و بعضا از شهری به شهر دیگر آورده شده بودند و جوانان و نوجوانانی که به عنوان پیادهنظام عمل میکردند؛ فهمیده و نافهمیده و متاثر از هیجانات و برخی دیگر نیز سیاهی لشکرانی که درک نمیکردند راه تروریستها و مقصد کشتهسازی را هموار میکنند. اعتراض به اغتشاش تبدیل شده بود. اخبار شهادت نیروهای دلاور انتظامی، امنیت، بسیج و سپاه و برخی مردم و کودکان در روزهای بعد حجت را تمام کرد. ملینای سهساله در کرمانشاه، آنیلای هشت ساله در اصفهان، شهدای دانشآموز واقعه سوزاندن مسجد سیدالشهداء پاکدشت، شهید دوساله و شهدای نوجوان دانشآموز نیشابوری، حادثه فاجعهبار شهادت هادی یزدانیِ دانشجو، شهادت غریبانه فرجالله، روایت دردناک شهادت آن معلم مظلوم، به آتش کشیده شدن امامزاده سبزهقبای دزفول، بیحرمتی به شهدا، مسلح بودن اغتشاشگران، قتلهای صبر!، قرآنسوزیها، مسجدسوزیها و و و وقایعی بودند که هیچ چیزشان به اعتراض نمیماند! تصور اینکه وارد خانهای بشوند و بگویند "همه را سر بِبُرید!" واقعا نگرانکننده بود. این رفتارها فقط و فقط تداعی کننده داعش بود. حالا دیگر صحنه خیلی واضح شده بود و مردم صف خود را از اغتشاشگران جدا کرده بودند. سید حسن خمینی چقدر خوب تبیین کرده بود که "فردای جمهوری اسلامی، نه آزادی دارید، نه امنیت و نه رفاه!" تاویلش این میشود که رفتار امروز اغتشاشگران، به خوبی تصویر آیندهشان برای ایران و ایرانی را نشان میدهد. اینکه قرآنها را وسط مسجد جمع کنند و آتش بزنند یعنی مردم ایران و پیوند ناگسستنی آنها با قرآن را درک نمیکردند. به قول رئیسجمهور فقید، شهید رئیسی عزیز "مفاهیم وحدتبخش، انسانساز، جامعهساز و تمدنساز قرآن کریم، هرگز نمیسوزد، این مفاهیم ابدی است و آتش توهین و تحریف، حریف حقیقت نخواهد شد". ملت ایران اما دوشنبه بیست و دوم دیماه مشت محکم خود را بر اغتشاشگران مزدورِ تروریست و اربابان صهیونیستی و امریکائیشان کوبیدند که ما ملت رسول الله (ص)، وفادار به طرح خدا برای آینده بشریت هستیم، محال است که قرآن این پیوندگاه زمین و آسمان را بر زمین بگذاریم. ما در برابر جامعه بازار و جامعه استیلا ایستادهایم و طرح خود را برای سعادت بشر فریاد میزنیم، ما جامعه ولایت هستیم، ما ملت قرآنایم.