
به گزارش پایگاه خبری 598، گاهی نجات در یک جمله پنهان است؛ تسلیمی صادقانه و تسبیحی که در ژرفای ظلمت، دروازهی رحمت را میگشاید.
آیت الله العظمی جوادی آملی:
راز نجات حضرت یونس(علیه السلام) از خطر ماندن در شکم ماهی تا قیامت این بود که وی اهل تسبیح و جزو مسبّحان بود:"فلولا أنّه کان من المسبّحین للبث فی بطنه إلی یوم یبعثون" تسبیح همچون تحمید و تکبیر و تهلیل از مصادیق ذکر خداست.
ذکر حضرت یونس(علیه السلام) در حدّ یک تسبیح است که در آن به حسب ظاهر هیچ مسئلتی نیست: "وذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات أن لاإله إلاّ أنت سبحانَک إنّی کنت من الظالمین فاستجبنا له ونجّیناه من الغمّ وکذلک ننجی المؤمنین". جمله "لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الظالمین" ظاهراً دعا نیست تا مشمول آیه شریفه "وإذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب أُجیب دعوة الداع إذا دعانِ" بوده، خداوند آن را مستجاب کند؛ ولی دعای به معنای عام هست و مسئلت ضمنی را دربر دارد و ذکر و یاد حق و خواندن اوست؛ نه صرف خواستن.
استجابتِ ذکر، غیر از استجابت دعا و از باب "فاذکرونی أذکرکم" است. اگر عبد به یاد مولا باشد، به یقین خدای سبحان هم به یاد اوست، و چون یاد خدا صفت فعل اوست گاه به صورت رحمت ظهور میکند:"ذکر رحمت ربّک عبده زکریا"
ادب عبد، ذاکر خدا بودن است. اگر کسی تأدباً به یاد حق بود و بر اثر مناجات و انس با خدا و لذت یاد حق، نیاز خود را از یاد برد و از خدا چیزی نخواست، خدای سبحان نیاز او را برآورده میکند، زیرا خداوند حاجت همگان را میداند و هرگز آن را از یاد نمیبرد:"وما کان ربّک نسیّاً".
حضرت یونس(علیه السلام) نیازمند نجات بود؛ اما جز تسبیح چیزی نگفت. او خداوند را منزّه از نقص دانست و به نقص خود اعتراف کرد: "لاإله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الظالمین" و اگر موجود نیازمند فقط به ذکر خدا پرداخت، بی آنکه چیزی بخواهد، خدای سبحان بالاترین اجابتها را درباره او دارد: "فاستجبنا له ونجّیناه من الغمّ".
این استجابت، به انبیا(علیهم السلام) اختصاص نداشته و مختص ابتلای به گرفتاری و خطر خاصّی هم نیست، بلکه طبق وعده الهی هر مؤمنی که با ذکر مجرّب یونسی به یاد خدا باشد از اندوه نجات مییابد:"وکذلک ننجی المؤمنین".
منبع: تفسیر تسنیم، ج۷، ص۵۳۹،۵۴۰