کد خبر: ۳۴۴۰۶۵
زمان انتشار: ۱۴:۴۹     ۱۵ مهر ۱۳۹۴
در گفتگوی مشروح با دکتر معتمدی مطرح شد؛
در حال حاضر یکی از معیارهای سنجش موفقیت یک دانشگاه در سطح جهانی، عملیاتی کردن تحقیقات خود در حوزه های گوناگون صنعتی، اجتماعی و اقتصادی به حساب می آید. به نظرم دانشگاه های متاسفانه ما همچنان در نسل دوم متوقف شده اند. یعنی بهترین دانشگاه های ما دانشگاه هایی هستند که تحقیقات هم انجام می دهند. این در حالی است که دانشگاه های نسل سوم در تولید ثروت، کارآفرینی، ایجاد اشتغال و در یک کلام در چرخه اقتصادی کشور نقش موثری را ایفا می کنند.

به گزارش سرویس فرهنگی پایگاه 598، فقدان محسوس مسئله مهارت آموزی در سیستم آموزش عالی کشور ما همواره به عنوان واقعیتی که بر موج عظیم بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی دامن می زده، مطرح بوده است. با این وجود، تلاش­های صورت گرفته برای رفع این معضل بنیادین هنوز هم آنچنان که باید و شاید، به نتیجه دلخواه و مطلوب خود نرسیده است. برگزاری مسابقه سراسری مهارت سنجی "فن آورد" (fanavard.com)فرصتی بود برای بحث و گفتگو پیرامون این مهم. برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع و راه حل های پیش رو برای حل آن، با دکتر احمد معتمدی؛ استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر و رئیس فعلی این دانشگاه به گفتگو نشسته ایم. معتمدی که سابقه معاونت پژوهشی و فناوریوزارت علوم و تحقیقات را نیز در کارنامه فعالیت های مدیریتی خود دارد معتقد است لازمه حل بنیادین این معضل، حرکت دانشگاه های کشور به سوی پیوستن به جرگه نسل سوم دانشگاه های دنیا است. حل مسئله ارتباط دو سویه صنعت و دانشگاه از دیگر موضوعات مورد اشاره این استاد دانشگاه است. مشروح گفتگوی ما دکتر معتمدی پیش روی شماست.

با توجه به شناخت حضرتعالی از سیستم آموزش عالی کشور، مهمترین دلیل کمرنگ بودن مسئله مهارت آموزی در سیلابس های دانشگاهی کشور را چه می دانید؟ راه حل این معضل چیست؟

اگر بخواهیم پاسخی ریشه ای و عمیق به این پرسش بدهیم؛ لازم است تا مروری بر تاریخچه تحول دانشگاه ها در طول زمان گذشته داشته باشیم. سیستم آموزش عالی در دنیا در طول زمان تحولات زیادی پیدا کرده است. نسل های مختلفی از دانشگاه ها به عرصه آمده و متحول شده اند. دانشگاه های نسل اول بیشتر رسالتی آموزشی برای خود قائل بودند. یعنی رسالت اصلی خود را تربیت افرادی می دانستند که دارای حد معینی از دانش در یک حوزه خاص باشند. ولیکن با گذشت زمان و گسترش دامنه علوم و پیوند آنها با تمامی زمینه های زندگی بشری، نسل جدیدی از دانشگاه ها متولد شدند. نسل دوم دانشگاه ها درواقع دانشگاه های آموزشی-تحقیقاتی بودند. گسترش دامنه علوم به نوعی خود به خود این تغییر نسلی را در دانشگاه ها ایجاد نمود. چون اگر دانشگاهی می خواست تنها بر مسئله آموزش تاکید کند، طبیعتاً از قافله علم و دانش جهانی باز می ماند و هویت خود به عنوان یک دانشگاه را از دست می داد و بیشتر به آموزشگاه شبیه می شد. دانشگاه ها در این مقطع وارد زمینه های مختلف تحقیقاتی شدند و زمینه گسترش بیش از پیش دانش بشری را فراهم کردند. اما در حال حاضر؛ ما در زمان حیات نسل سوم دانشگاه ها به سر می بریم. دانشگاه های آموزشی-تحقیقاتی-تکنولوژیک!

این نسل از دانشگاه ها چه مختصاتی دارند؟ دانشگاه های کشور ما در کدام گروه قرار می گیرند؟

تولد این نسل از دانشگاه ها نتیجه ارتباط تنگاتنگ صنایع و مراکز دانشگاهی بوده است. درواقع در حال حاضر یکی از معیارهای سنجش موفقیت یک دانشگاه در سطح جهانی، عملیاتی کردن تحقیقات خود در حوزه های گوناگون صنعتی، اجتماعی و اقتصادی به حساب می آید. به نظرم دانشگاه های متاسفانه ما همچنان در نسل دوم متوقف شده اند. یعنی بهترین دانشگاه های ما دانشگاه هایی هستند که تحقیقات هم انجام می دهند. این در حالی است که دانشگاه های نسل سوم در تولید ثروت، کارآفرینی، ایجاد اشتغال و در یک کلام در چرخه اقتصادی کشور نقش موثری را ایفا می کنند. ما متاسفانه هنوز فکر می کنیم دانشگاه های خوب دنیا فقط دانشگاه هایی هستند که مقالات زیادی تولید می کنند. در صورتی که اینطور نیست. شما اگر به دانشگاه هایی مثل استنفورد یا برکلی نگاه کنید، می بینید که پایه و اساس silicon valley و پایه علمی اصلی آن از همین دو دانشگاه نشأت گرفته است. در مورد دیگر دانشگاه های برتر دنیا هم به همین صورت است. یعنی اگر شما به ترکیب درآمدی دانشگاه های برتر دنیا نگاه کنید، می بینید که بخش عمده ای از درآمد آنها از بخش صنعت و خدمات تامین می شود. بنابراین به نظر بنده ما باید یک بازنگری در ساختار آموزش عالی و دانشگاه هایمان انجام داده، به سمت دانشگاه های نسل سوم حرکت کنیم.

حرکت به سوی نسل سوم دانشگاه ها چه ملزوماتی با خود به همراه دارد؟

بله؛ طبیعتاً البته اجرایی شدن این مسئله نیازمند ملزوماتی خواهد بود. معنای این مسئله این است که ما به ساختار و ضوابط جدیدی نیاز خواهیم داشت. مثلاً ما دیگر نباید در آیین نامه ارتقاء استاد و مسائلی از این دست، تعداد مقالات را به عنوان ملاک اصلی در نظر بگیریم. ما باید در این مسائل بازنگری کنیم و اساتید و دانشجویان را به سمت ارتباط بیشتر با صنعت تشویق کنیم. البته این یک طرف مسئله است. بخش دیگر این مسئله به اشکال موجود در بخش صنعت و خدمات بازمی گردد. متاسفانه توسعه بخش های صنعت و خدمات ما بر اساس تکنولوژی و نوآوری نیست. در حالی که در دنیا به این صورت نیست. فرضاً در صنعت خودروسازی شرکتی مثل بنز، رقیب های قدرتمندی مانند تویوتا را در کنار خود می بیند و می داند که اگر سر سوزنی از تکنولوژی روز دنیا عقب بیفتد، بازار را از دست خواهد داد. شما دیدید که چند سال پیشنوکیا یک شرکت بسیار بزرگ و دارای بازاری گسترده بود ولی به دلیل اینکه به سمت کار کردن بر روی نسل سوم موبایل نرفت، ورشکست شده، از صحنه خارج شد. لذا رقابت بسیار شدید است و شرکتها چون که در پیچ تکنولوژی حرکت می کنند، نیاز به تحقیقات کاربردی و بنیادین در عقبه خود دارند. به همین دلیل صنعت شان در دانشگاه ها سرمایه گذاری می کند، چون بهترین نیروهای تحقیقاتی در دانشگاه ها هستند. ولی متاسفانه در کشور ما اینگونه رقابتی بین صنایع وجود ندارد و اساس برخی صنایع ما وابسته به تکنولوژی خارجی و مونتاژ است لذا نیازی به رقابت و استفاده از ظرفیت تحقیقاتی دانشگاه ها نمی بینند.

پس ما در این مسئله با یک اشکال دوطرفه مواجه هستیم؟

بله. طبیعتاً همین طور است. شکل نگرفتن ارتباط صنعت و دانشگاه معلول همین اشکال دوسویه است. اگر بخش صنعت و خدمات ما به تدریج متحول شود، این نیاز تحقیقاتی خود به خود در این بخش ها به وجود می آید و قطعاً آنها بیشتر به سراغ دانشگاه ها خواهند رفت. یعنی از طرفی صنعت نیازی به دانشگاه احساس نمی کند و از آن طرف هم دانشگاه خیلی جوابگوی بحث های جدید نیست. البته معنای این مسئله این نیست که ما در حد صفر هستیم. در حال حاضر هم دانشگاه های خوب کشور قراردادهای قابل توجهی با بخش صنعت دارند ولی قطعاً فاصله ما با وضع مطلوب زیاد است. دفاتر ارتباط با صنعت بخش بروکراتیک کار هستند و به خودی خود نمی توانند این ارتباط را برقرار کنند. یعنی اگر این پتانسیل در دو طرف قضیه وجود نداشته باشد، کار زیادی از دفاتر ارتباط با صنعت ساخته نیست. ولیکن اگر این نیاز در صنعت احساس شود و از طرفی؛ آن ساختار مناسب در دانشگاه وجود داشته باشد، این دفاتر می توانند کمک بیشتری در این زمینه انجام دهند. البته الان هم موثر هستند و معنی حرف ما بی اثر بودن آنها نیست، ولیکن این ارتباط در حد کفایت نیست.

سوال بعدی ما؛ در زمینه سیستم شناسایی افراد نخبه در نظام آموزش عالی ماست. سیستم کنونی را چقدر استاندارد می دانید؟

قطعاً معیارهای ما در این زمینه دارای اشکال است و استاندارد نیست. حتی ما در همین زمینه با مسئولین ذیربط مکاتباتی داشته ایم و گفته ایم که سیستم ارزیابی فعلی حتی در مورد معیارهای مورد نظر برای ارزیابی دانشگاه ها هم ایراد دارد. اطلاق لفظ نخبه برای نفرات برتر کنکور نمی تواند زیاد منطقی باشد. کنکورهای ما مگر چقدر دقت دارند؟ کنکورهای ما در مقاطع مختلف حدود 5 تا 10 درصد خطا دارند. بنابراین نمی شود اینگونه قضاوت کرد که آن فردی که با دو عدد تست بالاتر قرار گرفته نخبه است و کسی که با دو تست پایین تر قرار گرفته، نخبه نیست! ما دانشجویانی داریم که از دانشگاه های متوسطی به مقاطع تحصیلات تکمیلی وارد می شوند و نشان می دهند که واقعاً بااستعداد هستند و اساتید هم از آنها-نسبت به دانشجویانی که از دانشگاه های معتبر آمده اند- راضی تر هستند. این نشان می دهد که مترِ کنکور نمی تواند معیار مناسبی برای شناسایی نخبگان باشد. زیرا فرد ممکن است با کمی استرس از رتبه 100 تای اول به 100 تای بیستم منتقل شود. حداقل؛ این نمی تواند تنها ملاک ارزیابی ما باشد. بخش جوانان جشنواره خوارزمی که بنده در زمان مسئولیتم در معاونت وزارت علوم در سازمان پژوهش ها ایجاد کردم، با همین رویکرد بوده است. خیلی ها هستند که ممکن است معدلشان زیاد بالا نباشد یا نفر اول کنکور نباشند ولی استعداد خوبی دارند و می توانند بسیار موثر باشند. بنده فکر می کنم ما باید در ضوابط مربوط به شناسایی و معرفی افراد نخبه به جامعه یک بازنگری انجام دهیم.


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها