آخرین اخبار
کد خبر: ۴۷۱۲۵۸
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۹
یادداشت؛
م. غفاری
پدر رومیینا اگر امروز داس در دست دارد اما همیشه یک قربانی بوده  .اوقربانی همان رسانه هایی است که امروزبا هزاران توییت و رپرتاژ خبر او را پوشش می دهند .
کسانی که امروز درجه جنایت و سنگدلی پدر رومینا را قلم می زنند دیروز هم با او همین کار را می کردند . وقتی پدر رومینا داشت دخترش را به عقد عشقش در می آورد باز هم به جرم جنایت و قساوت در معرکه ی رسانه  ای در حال جان کندن بود .
انجا هم او مجرم بالفطره ای میشد که کودک همسری را ترویج کرده .
حالا کار ی به این نداریم که این رسانه هاچه وقت به یاد مبارزه با کودک همسر ی می افتند؟
  رسانه ها وقتی کودک همسری را قبیح وجنایت می دانند که یک خانواده معمولی یا روستایی جامعه که از قضا رسانه ای هم ندارد  چنین پیوندو ازدواجی را رقم می زند .
 
اما وقتی این اتفاق در لایه های پنهان واشراف خانه های همین جامعه به هر شکلی که صورت بگیرد صدایی در نقد ونفرت از آن بیرون نمی آید،حتی اگر منجر به قتل دختربیچاره شود .

اینها در مورد ازدواج امثال نجفی شهردار وریحانه پارسای نو سلبریتی خفه می شوند و سکوت مطلق ....

آیا را ه حل این دست مسایل وراه چاره برای این حواث دردناک این است ؟
وقتی جای جامعه شناسان و  روانشناسان و وکلای حقوقدان در رسانه ها برای بیان چیستی و چرایی و هر گونه قضاوت و تحلیل ودرمان و ...به قلم های سیاست زده و زنجیره ای داده می شودآغاز جنایت است نه وقتی دستی به خونی آلوده می شود . اینها تبعات همان نادیده انگاری ها و فرصت طلبی های رسانه ای است .  رومینایی در روستایی فراموش شده و خالی ازحضور درمانگران صاحب نظر یک شبه بعد از ریخته شدن خونش به یکی از مشهور ترین دختران روزگار خودش  تبدیل می شود .
این بخش از کار رسانه برای جریان های معیوب رسانه ای مهم تر از هر آموزش وتربیت وکنکاش علمی دیگر است.وبرای آنها زندگی رومینا کمترین ارزش خبری و توجهو پردازش را ندارد .
در بیان علل و زمینه هاویافتن راههای جلوگیری از وقوع چنین حوادث تلخ و دردناکی این رسانه ها ابترند اما در شرح ماوقع و تصویر سازی صحنه جنایت هزاران قلم بر بال خیال سوار می شوند .
رسانه هایی که در هیچ جای زندگی رومینا حاضر نیستند ودست به قلم نمی شوند.
آنها تا دیروز وظیفه داشتند مروج اباحه گری و خالی کردن نسل جوان از امید و تلاش وتحصیل و ....باشند .
و امروز ما مورند که خون او را دستاویز و سندی بر آنچه که تا کنون بر کوره آن دمیده اند کنند.  رسانه هایی که برای زندگی کردن  روبینا  کمترین دغدعه ای  نداشتند  امروز نقش خودشان را درانعکاس خبر مرگش مثل  لاشخوارانی که برسر جنازه حاضر شده اند،به خوبی بر عهده دارند .
  کسانی که در بز نگاهای زندگی روبینا وپدرش خبری ازآنها نیست نه در  مشاور ونه در آموزش ونه حتی دلسوزی برای زندگی تلخشان امروز جام نیشدارو به آنها تعارف می کنند .
رسانه هایی که هر روزشان پر است از  ترند تصویر آخرین مدل موی فلان بازیکن ، آخرین سفر فلان اهل هنر و آخرین ازدواج فلان سلبریتی ،  عار دارند که گوشه ای از صفحاتشان را به تصویر زندگی رو میناها  و دغدغه هایشان اختصاص بدهند .
و منتطر می مانند تا روز دیگری که یکی از همین خبرها  سوژه ی داغ خبری آنها و اسباب عقده گشایی های جور واجورشان شود .
پدر روبینا ، دختر آبی ، و .....که در بی خبری مسئولین از حال و روزشان ؛ از دردها و جهالتشان  زندگی شان می گذرد . فقط وقتی رسانه به سراغشان می رودکه از هستی ساقط شدند و بلا بر آنها نازل شد. ان وقت است که می شوند نقل ونبات هر کس وناکس، می شوند مایه ی دیده شدن ترند شدن ، تسویه حساب با این وآن و .‌‌‌..بیچاره روبینا بیچاره
آدم های بی رسانه .

 روبینایی که تا ان روز رسانه ای  غم او را نمی خورد  ودر روستای غریب و دور افتاده اش با همه ی آرزوها ونیاز های نو جوانی تنهایش گذاشته بود ،به ناگاه همچون کرکس های گرسنه بر سر جنازه اش برای خون خواهی و بهرمندی حزبی و جناحی حاضر می شوند . که پس از یک صید خوب ،  منتظر باشند  از لابلای بدبختی ها و گرفتاریها ی همین مردمی که  فراموششان کرده اند باز هم بدبختی طغیان کند و جنازهای دیگر و یا سیاهی دیگری را به سطح آب بیاورد تا آنها نان خودشان را با هو چی گری و سایاسی از این ماجرای جدید دربیاورند .
باز هم بدون حضور هیچ جامعه شناسی ،حقو قدانی ، روانشناسی و.... تاخودشان ببرند و بدوزند و در بازار بلبشوی خبر به فروش برسانند .
* م. غفاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: