کد خبر: ۴۹۷۶۷۴
زمان انتشار: ۰۸:۴۰     ۲۱ آذر ۱۴۰۰
یادداشت/
دکتر تقی میرزایی

پایگاه 598: در روزهای گذشته مناسبت روز دانشجو را پشت سر گذاشته­ایم و همچنین این روزها اصفهان و البته نقاط دیگری از کشور با مسئله آب درگیر هستند! من می­خواهم از تلاقی این رویدادها استفاده کنم و به کنکاش جزیی در یک مشکل یا مساله مهم بپردازم. در هفته­های اخیر شاهد تجمع تعداد زیادی از کشاورزان و مردم در زاینده‌رود بودیم که خواستار سهم خودشان از حق آبه­ زاینده­رود بودند. اوایل همه چیز داشت خوب پیش می­رفت اما به نظر می­رسد به دلیل عدم مدیریت صحیح در بحران، فرصت پیش روبه چالش و تهدید تبدیل شد. ظاهراً مشکل آب سال­های چندی است که گوشزد شده لکن به آن توجهی نشده است. کشور ما مانند بسیاری از کشورهای دیگر با مشکلات زیادی روبرو می­باشدکه آب یکی از این مشکلات است. در ظاهر بدیهی است که هر کشور با توجه به محدودیت در منابع به فکر چاره­جویی برای مشکلاتش باشد که برای این کار به شناخت کافی از مشکل، اولویت­سنجی و آینده­نگری نیاز دارد. اما قبل از همه این­ها بایستی این مشکل به یک مسئله تبدیل شده باشد تا عده‌ای به دنبال پاسخی برای آن باشند. بایستی فرق بین مشکلات و مسائل را درک کرد. هر مشکلی مساله نیست و در یک نگاه بسیط مشکلی مساله هست که جدی باشد و مطالبه­گر واقعی داشته باشد! علی ایها الحال من می­خواهم از نگاه دیگری به مشکل بحران آب در اصفهان و تجمع مردم در زاینده­رود بپردازم. گاها به این مساله فکر می‌کنم که چرا بین دانشگاه ما با صنعت یا جامعه ارتباط خوبی برقرار نیست. اگر به پروپوزال­های مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه­ها یا طرح­های پژوهشی ادارات و نهادهای دولتی بینگریم همان بدو امر با قسمت "بیان مسئله"روبرو می­شویم. نکته بسیار مهم همین عبارت دو کلمه‌ای است. آیا واقعاً مسئله­ای وجود دارد؟ اغلب این پروپوزال­ها و پیشنهاده­ها صرفاً یک مشکل را بیان می‌کنند یا اینکه به یک مسئله­ی غیر واقعی پرداخته­اند و از این­رو هست که پس از انجام طرح یا پایان­نامه صرفاً بایگانی شده و فراموش می­گردند. مسائل علمی گاه توسط خود علم، گاه توسط جامعه و گاه توسط صنعت مطرح می­گردند و اهتمام به حل آن­ها نیازمند این است که واقعاً یک مسئله، مسئله باشد. به عبارت دیگر هرگاه مشکلات به یک مسئله تبدیل شوند آنگاه گروهی به دنبال پاسخ برای آن خواهند بود، چرا که افرادی به جواب این مسئله نیاز دارند و حاضرند برای آن هزینه کنند. هنگامی شاهد رشد علم و کارایی دانشگاه‌ها و نهادهای علمی خواهیم بود که مسئله وجود داشته باشد و اتفاقاً واقعی هم باشد و نه دستوری یا حکومتی. یکی از چرخه­های معیوب در ساختار نهادهای علمی ما عدم وجود مسئله و تبدیل نشدن مشکل به مسئله می­باشد. به نظر می‌رسد مطالبه مردمی یکی از راهکارهای تبدیل مشکل به مسئله باشد. در مورد بحران رخ داده در اصفهان این طور به نظر می‌رسد که این قبیل تجمعات و مطالبات مردمی می­توانند فرصت­هایی باشند که مشکل را به مسئله تبدیل می­کنند. آنگاه هست که دولت­ها و سیاستگذاران نیز در دنباله­ی مطالبه­ی مردمی به سراغ متخصصین می­روند و طبیعتاً مسائل در دانشگاه‌ها و نهادهای علمی حل می­شود. دقیقاً به همین علت هست که معاندان نسبت به آن حساس می­شوند و سعی در به انحراف کشاندن آن دارند. البته مسیرهای مختلفی برای تبدیل مشکلات به مسائل وجود دارد. مع ذلک دولت، مردم و دانشگاه سه ضلع مثلثی هستند که منجر به تبدیل مشکلات به مسائل می‌شوند. از این منظر اعتراضات مردمی در اصفهان و ... تا زمانی که یکی از اجزای تبدیل مشکل به مساله باشند، مفید و مؤثر هستند و منجر به یک سؤال واقعی. چقدر خوب می­شد اگر مطالبه مردمی ایجاد شده در اصفهان توسط عده‌ای از سایرین به انحراف کشیده نمی‌شد. زیرا بیم آن می­رود که مشکلی که داشت مسئله می­شد را کلاً پاک کند؛ همان عبارت مشهور حذف صورت مساله بجای حل آن. امیدواریم که بحران ایجاد شده به فرصتی جهت پیوند دانشگاه و جامعه تبدیل شود و این مطالبات مردمی منجر به مسئله محوری در نهادهای علمی گردد.

 

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها