أمیرالمؤمنین علی علیه السلام: اِعلَموا أنَّ الأمَلَ یُسهی العَقلَ و یُنسی الذِّکرَ ***بدانید که آرزو خرد را دچار غفلت می سازد و یاد خدا را به فراموشی می سپارد. ***

امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام: منْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ، قَوِيَ عَلَى قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ. *** هر كه سر نيزه خشم خود را بخاطر خدا تيز كند، در نابود كردن سخت ترين باطلها توانا بود.

      
کد خبر: ۵۱۷۶۱۶
زمان انتشار: ۱۰:۳۵     ۰۲ آذر ۱۴۰۱
یادداشت/
علیرضا جمالی

پایگاه 598: در روزهای آغازین اشغال کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی رسانه های آمریکا با یک پرستار کویتی مصاحبه کردند که مدعی بود عراقی ها با ورود به خاک کویت تمامی اینکوباتور ها ( دستگاهی که نوزادان نارس را در آن قرار می دهند) را خاموش کردند و بدین وسیله تعداد زیادی از کودکان کویتی را به قتل رسانده اند! در حالی که بعدها مشخص شد، زنی که رسانه های آمریکا از آن به عنوان پرستار کویتی نام برده اند و روایت آن را با آب و تاب منتشر کردند، کسی نبود جز دختر سفیر ۵۰ ساله کویت در آمریکا که از مدتها قبل هرگز به کویت نرفته! و اساسا موضوع کذب محض بود.

دنیای امروز دنیای رسانه هاست. زیرا این رسانه ها هستند که تصورات مردم را شکل می دهند و باورهای آنان را می سازند و واقعیت آن گونه که صاحبان رسانه می خواهند بیان می شود و مردم باور می کنند نه آن گونه که واقعا وجود دارد. امروز قبل از این که گلوله ای شلیک شود یک خبر منتشر می شود و یک کلیپ سی ثانیه ای می تواند به اندازه دهها موشک بالستیک خطرناک باشد. در دنیای امروز جنگ روایتهاست که منجر به تحولات سیاسی و اجتماعی می شود و هر کس در این جنگ رسانه ای بتواند افکار عمومی را نسبت به روایتی که بیان می کند متقاعد سازد، در تحولات میدانی نیز دست برتر را دارد.

در ایران، دهه‌ شصت و هفتاد را باید متعلق به رسانه ملی بدانیم زیرا اکثریت جامعه از مخاطبین رسانه ملی بودند و خط ارتباطی جامعه با حاکمیت به شکل بسیار قوی از طریق رسانه ملی برقرار بود و وجود این خط ارتباطی باعث تفاهم و تعامل در سطح اجتماعی شده بود و رسانه ملی به عنوان مهمترین تامین کننده خوراک فرهنگی و رسانه ای در کشور بود. تا این که در اواخر دهه هفتاد با گسترش نفوذ ماهواره در خانواده های ایرانی، رسانه ملی رقیب تازه ای را در مقابل خود می دید. رقیبی که بر خلاف رسانه ملی به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نبود و از هر ابزاری برای جذب مخاطب استفاده می کرد، جذابیت شبکه های ماهواره ای و تنوع برنامه های آنها و نداشتن محدودیت در تولید و پخش محتوا و در مقابل نبود تنوع در تولیدات سیما و محدودیتهای موجود و معذوریتهای متعدد باعث شد تا آرام آرام از تعداد مخاطبین رسانه ملی کاسته شود تا این که در دهه نود با همه گیر شدن پیام رسان های مختلف همچون واتس آپ، اینستاگرام و تلگرام، رسانه ملی جایگاه مرجعیت فرهنگی و رسانه ای خود را از دست داد و کار به جایی رسید که ارتباط بخشی از جامعه با رسانه ملی به کلی قطع شد و برخی از مردم حتی چند دقیقه هم رسانه ملی را دنبال نمی کنند و اساسا اعتماد بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به روایت های رسانه ملی از اتفاقات کم و کمتر شد. در چنین شرایطی دشمن کنترل افکار بخشی از جامعه را در دست گرفت و با بهره‌مندی از شیوه های جنگ رسانه ای و با استفاده از قطع ارتباط آن بخش از جامعه با رسانه ملی، روایتهای هدفمند خود را به عنوان واقعیت به مردم القاء کرده و به ایجاد شکاف میان حاکمیت و مردم دامن زد. استفاده از دروغ، فریب و سناریو سازی با بهره برداری از شگردهای رسانه ای و تحریک عواطف و احساسات مردم مهمترین ابزار رسانه های دشمن برای کنترل و جهت دهی به افکار عمومی کشور به شمار می رود و رسانه ملی اکنون در نقطه ای قرار دارد که اصطلاحا گوشه رینگ گیر کرده و فقط حالت تدافعی دارد. صرفا به دنبال رفع اتهام و بر ملا کردن دروغ رسانه ای دشمن است. آنها دائما با طرح مسائل مختلف به دنبال تحریک مردم هستند و رسانه ملی در لاک تدافعی فرو رفته و فقط به دنبال شفاف سازی و روشن کردن حقیقت ماجراست. در اغتشاشات اخیر این واقعیت کاملا هویداست. روایت رسانه های دشمن، اول به دست مردم می رسد و اولین روایت مهمترین روایت است چرا که ذهن آن را می پذیرد و باور می کند و تکذیب آن در واقع مقابله با باور ایجاد شده است. و در این تقابل، رسانه ای که روایت دوم را بیان می کند کار بسیار دشواری در تغییر باور مخاطب و ایجاد باور جدید دارد. اما واقعیت این است که وقتی بخشی از جامعه مخاطب رسانه ملی نیستند، تلاش این رسانه هم برای تنویر افکار آنها هم موثر نخواهد بود. چرا که اساسا باید مخاطبی باشد که تقابلی ایجاد شود و در این جدال دشوار باوری تغییر کند، اما بخشی از جامعه فقط یک روایت را می شنوند در این وضعیت فکر می کنید برد با کیست؟!!

اگر رسانه ملی به دنبال خروج از وضعیت فعلی و تغییر موازنه است، باید اصلاحات ساختاری را انجام دهد و حاکمیت نیز باید کوتاهی های گذشته خود در گسترش فضای مجازی بی در و پیکر، و کمبود بستر های مجازی امن، سریع و در دسترس با امکانات برابر با بسترهای مجازی خارجی را رفع کند. یکی از اصلاحات مهمی که باید در رسانه ملی اتفاق بیفتد، خروج از تک صدایی است. برای نمونه مناظره ها یکی از پر مخاطب ترین برنامه های رسانه ملی از اول انقلاب تاکنون، بوده اند. مناظره شهید بهشتی با رهبران حزب توده و سایر مناظرات جذابی که اول انقلاب پخش می شد از پر مخاطب ترین برنامه ها به شمار می رفت. رسانه ملی باید اجازه دهد، صاحب نظران مختلف حتی مخالف با نظام اسلامی سخن بگویند و در یک فضای علمی و برابر به شبهات آنها پاسخ گفته شود تا مجددا خط ارتباطی با آن بخشی از مردم که قطع شده برقرار شود و مسیر برای مرجعیت مجدد رسانه ملی هموار گردد. تولید برنامه های مطالبه محور با اولویت مطالبات اقشار متعدد و طرح نمودن مباحث چالشی بدون ملاحظه افراد یا شخصیتهای مرتبط و پیگیری این مطالبات تا حصول نتیجه و اطلاع رسانی آنها از از موثر ترین اقدامات برای بالا بردن تعداد مخاطبین رسانه ملی است. شفافیت و صداقت باید مهمترین و غیر قابل نقض ترین فیلترهای رسانه ملی باشد و اگر موضوع خلاف واقعی از سوی فردی در رسانه ملی مطرح شد، خود رسانه باید اولین مدعی او بوده و اجازه ندهد مطلب خلاف واقعی در رسانه ملی مطرح شود. وسواس در شفافیت و صداقت موجب اعتماد سازی می شود که مهمترین موضوع در بازگشت مرجعیت رسانه ای رسانه ملی است.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها