آخرین اخبار
کد خبر: ۵۵۰۴۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۵
به بهانه ابزاری شدن برنامه های سیمای ملی؛
سرویس نقد رسانه پایگاه 598 - ماجرا به ظاهر از آنجا آغاز شد که در پی اعتراضات انصار حزب الله به دو فیلم گشت ارشاد و زندگی خصوصی، نماینده معرفی شده توسط این جریان، یعنی " دکتر محمد صادق کوشکی" به هفت آمد و رو در رو با علی معلم و فریدون جیرانی، مباحث جدیدی را در مورد بحران مخاطب در سینما و علت رکود سینمای ایران و نیز راه حل نجات آن مطرح کرد. مباحثی که البته سالها در سایت ها و نشریات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مطرح می شد، اما به مانند سایر تفکرات حزب الله، مجال طرح در رسانه ملی را نمی یافت. اما این تازه آغاز ماجرا بود.

این پرونده همچنان در حال تکمیل شدن است

***********************************


 
اشاره ای کوتاه به چگونگی القای پیام در فیلم:

توقیف فیلم «گشت ارشاد» چه کسانی را ناراحت کرد؟

اخیراً متنی در یکی از سایت های خبری منتشر شده که در آن از توقیف فیلم گشت ارشاد انتقاد شده. نظر نویسنده محترم این است که در این فیلم، افرادی نمایش داده شدند که از لباس مأموران گشت ارشاد برای اخاذی استفاده می کنند و چه عیبی دارد ما چنین اخاذانی را به تصویر بکشیم؟ در پایان هم از اعتراضات به مارمولک انتقاد کرده اند که چه اشکالی دارد فردی را که از لباس روحانیت سوء استفاده می کند را نشان دهیم؟ این توهین به روحانیت نیست.

 
بحث چالش برانگیز سینمای ایران در برنامه شب گذشته هفت:

نگاهی دوباره به اختلافات و اشتراکات کوشکی، معلم و جیرانی/ پیشنهادهایی برای حل اختلافات

مواردی که بین دو طرف، البته با تفاوت در مقدار، مشترک بود، یکی وجود بحران تماشاگر در سینمای ایران بود و دیگر عدم پرداختن سینمای ایران به بسیاری از واقعیات و فقدان جدی موضوع در آن، نیز لزوم تقید به ارزش های اخلاقی و دینی جامعه بود. هر چند همانطور که ذکر شد، اختلاف نظرهایی در هر مورد وجود داشت؛ مثلاً کوشکی به پرداختن بیش از حد سینما به موضوع خیانت و یا عشق های مربعی و مثلثی، در جامعه ایران که خانواده محور است، انتقاد داشت. درحالی که علی معلم، پرداختن به برخی از این مسائل را اتفاقاً همگامی سینما با جامعه ای که مشکل جدی خانواده دارد می دانست.

اما این آخرین باری بود که نماینده ای از این جریان در برنامه هفت حضور می یافت. پس از آن هفت شد میدان نقد یک طرفه تفکر حزب الله و حمله به ممیزی فیلم ها با کلید واژه «سینمای دولتی». این روند منجر به اتفاق دیگری شد.

 

نامه بیش از بیست رسانه انقلابی خطاب به عزت الله ضرغامی:

درخواست مناظره نمایندگان حزب الله با دست اندرکاران هفت

 اما امروز با گذشت دو سال از آغاز به کار این برنامه، آنچه که ما از حکومتی‌ترین تریبون سینمایی نظام می‌شنویم، همان گفتمان آشنای سی و چند ساله‌ای است که در ضد حکومتی‌ترین رسانه‌ها هم با این صراحت گقته نمی‌شود. می‌پرسید کدام گفتمان؟ همان گفتمان آشنای «وااسفا از سینمای حکومتی» عده‌ای دست تا آرنج در جیب حکومت. همان گفتمان دروغین شبه روشنفکران این دیار که «سینما را چه به سیاست؟» آن هم در سینمایی که پر شده از خرده شعارهای جریانات سیاسی «من مخالفم پس هستم». همان ادبیات «تهران فقط ونک دارد، چون برج دارد!» آقای جیرانی که با افتخار این استدلال به غایت مضحک را به نام خود ثبت می‌کند.

در این نامه آقایان «وحید جلیلی» و «دکتر مجید شاه حسینی» بعنوان نماینده برای حضور در هفت معرفی شدند.


مسعود فراستی در گفتگو با پایگاه 598:

با حضور منتقدی که نظر داشته باشد شدیداً موافقم/ هیچ فیلمسازی بالاتر از نقد نیست

 من در مورد کسانی که به هفت دعوت می شوند تصمیم نمی گیرم و به شخصه موافق حضور تمام منتقدینی که حرفی برای گفتن داشته باشند در برنامه هستم و این را باید از آقای جیرانی مطالبه کنید...اینکه دو منتقد جوان را به اسم تحلیل آوردند، نه تحلیلی در صحبتشان بود و نه نقد و تنها یک دفاع خیلی آبکی از آقای مهرجویی بود...هیچ فیلم سازی بیرون از مخاطب و بیرون از نقد، اعتباری به دست نمی آورد و اینکه «اعتبار آقای مهرجویی بالاتر از نقد است»، حرف پرتی است.

 هفت برگزار شد، اما بدون حضور این نمایندگان و بدون حتی اشاره ای به این نامه. 598 در تماسی تلفنی با جیرانی پیگیر ماجرا شد.

 

جیرانی: با هیچ رسانه ای مصاحبه نمی کنم/ مکارتیسم سینمایی «هفت»

اما لازم به ذکر است که این برخورد نه تنها در تناقض با اظهار علاقه وی نسبت به گفتگو و حل مشکلات و اختلافات، با دیالوگ و نه با برخوردهای قانونی می باشد، بلکه در تضاد با پاسخی است که وی چند روز قبل به 598 داده بود. 598 در روز چهارشنبه هفته گذشته، پس از انتشار نامه درخواست رسانه های فرهنگی انقلاب اسلامی برای حضور نمایندگانشان در هفت، نظر جیرانی را در باره این نامه جویا شد و وی پاسخ داد: «در مورد هفت و حاشیه هایش مصاحبه نمی کنم، ولی در مورد سینمای ایران بعداً صحبت می کنم». لیکن در این تماس، وی اظهار داشت که در مورد هیچ موضوعی حاضر به مصاحبه نیست.

 

نوشتاری پیرامون بی اعتنایی آقای رئیس به منتقدین:

مانور قدرت‌های عزت الله ضرغامی با کدام هدف؟

 ضرغامی در هیچ مصاحبه چالشی شرکت نمی کند، تنها یک یا دوبار، آن هم تحت فشار در جمع های دانشجویی منتقد خود حضور یافته و تاکنون در هیچ جمع حوزوی منتقدش شرکت نکرده. او نه تنها هیچ نقدی از بیرون را در رسانه اش بازتاب نمی دهد، از هیچ سخنرانی و همایش و تجمع در نقد رسانه اش بازتاب خبری نمی دهد، بلکه با استفاده از پروپاگاندایی که دارد،حتی با نامه های سرگشاده اساتید حوزه و دانشگاه و تشکل ها و رسانه ها و... نیز با بی اعتنایی تام برخورد می کند و آنها را ندیده گرفته و هیچ پاسخ و عکس العملی نشان نمی دهد و در اکثر موارد برای نشان دادن قدرت خود و نوعی تودهنی به منتقدین، روال سابق را که منجر به نگاشتن نامه شده بود، ادامه می دهد.

 پس از درج چند خبر تحلیل در مورد این عکس العمل ضرغامی، خبری در رسانه ها منتشر شد: «هفت تعطیل می شود».



دکتر کوشکی در گفتگو با سرویس نقد رسانه پایگاه 598:

اعتراض ما به برنامه هفت نیست/ معاونت سینمایی با زمان مهاجرانی هیچ تفاوتی نمی کند

 اگر یک برنامه ای مشکل دارد، بایستی مشکلش را در حد شبکه یا معاونت سیما بررسی کرد که حتی بعضی اوقات امکان دارد مشکل برگردد به مسئول صداوسیما... بنده اصلاً در مورد آقای سهیلی یا در مورد سازنده فیلم زندگی خصوصی اعتراضی ندارم؛ نه سوالی دارم، نه اعتراضی دارم، و نه کاری به کارشان دارم...آقایان معاونت سینمایی پدیده انقلاب اسلامی را اصلاً نمی شناسند، درک نکردند، ارتباط فکری با آن ندارند. ادعایش را دارند، پز آن را هم زید می دهند و نانش را هم می خورند.اما انقلاب اسلامی در معاونت سینمایی اصلاً غریب است، اسلام در معاونت سینمایی غریب است، فقه شیعه در معاونت سینمایی غریب است.

 در پی انتشار خبر تعطیلی هفت، برخی سایت ها با مصاحبه های دروغین تلاش کردند این تصمیم را به گردن رسانه های جبهه فرهنگی انقلاب بیندازند.


در پی اظهارات سهیلی پیرامون تعطیلی هفت:

بحث چالشی 598 با کارگردان «گشت ارشاد»/ افشای دروغ پردازی سایت روزنامه ایران

من آن نامه را خودم نخواندم. خبرنگار به من گفت که یک عده نامه ای نوشتند و درخواست تعطیلی هفت را دادند و برنامه هفت تعطیل شد. من هم گفتم اگر اینطور است، به آقای ضرغامی تبریک می گویم که تسلیم زور شده اند. من خبر ندارم که چرا تعطیل شده...خبرنگار از من پرسید که آیا صحبت های من باعث تعطیلی برنامه شده بود؟ من گفتم نه، او گفت تحلیل شما در مورد نامه چیست؟ من گفتم کدام نامه؟ او گفت نامه ای که درخواست تعطیلی هفت را داده بودند. من گفتم قطعاً صحبت من تأثیری نداشته و احتمالاً تأثیرات همان نامه بوده.

 هفت در فضایی کاملاً غمگین و با حضور جیرانی برگزار شد. غم از دست دادن ایرج قادری از یک سو و جایگزینی جیرانی و عوامل فعلی هفت با تیم جدید از سوی دیگر. در انتهای برنامه، جیرانی مناظره دیگری را با جهانگیر الماسی و مهدی سجاده چی، نمایندگان شوراهای تصویب فیلم نامه برگزار کرد و در آن، حرف های فروخفته خود را عیان ساخت.


تأملی بر بحث جیرانی، الماسی و سجاده چی:

آیا ممیزی چیز خوبی است؟/ واکاوی یک اختلاف 2500 ساله

 حال آیا واقعاً یک نظام، باید تریبون عمومی در اختیار منتقدین بنیادین خودش و اصول اخلاقی و قوانینش قرار بدهد؟ اگر نه، آیا این امر به جمود فکری و توقف رشد عقلانیت و تضارب آرا منجر نمی شود؟ آیا امکان خطا و اشتباه در آن اصول و قوانین وجود ندارد؟ اگر آری، آیا یک حکومت نسبت به حراست فکری و اعتقادی و اخلاقی جامعه اش وظیفه ای ندارد؟ اگر آن تریبون های عمومی منجر به تزلزل اخلاق و اقتدار یک حکومت شد چه؟

 

اما دو روز بعد، خبر جدیدی در رسانه ها منتشر شد

بیانیه دوم رسانه های جبهه فکری انقلاب خطاب به ضرغامی:

تغییر عوامل هفت، اقدامی محافظه کارانه و عوض کردن صورت مسأله بود/ در نشستی پاسخگوی عملکرد هشت ساله تان باشید

 فراموش نکنید که افکار عمومی هنوز بهانه‌های تعطیلی یا تغییر عوامل برنامه‌هايي نظير «پارك ملت» و سري نخست «ديروز، امروز، فردا» را از یاد نبرده‌اند. راستی چه ارتباطی بود بین نامه‌ی رسانه‌ها با آنچه شما کردید؟ و سوال مهم‌تر اینجاست که چرا رسانه‌ی ملي نمي‌خواهد به همان مقدار که به جریان شبه‌روشنفکر فرصت بیان عقایدش را می‌دهد، تريبونی هم در اختیار گفتمان جریانات ارزشی در حوزه‌ی فرهنگ قرار دهد؟ آیا ممنوع التصویر کردن بسیاری از فعالین انقلابی مویدی بر این امر نیست؟



در ادامه   "دبیرخانه دائمی رصد و نقد رسانه ملی" با انتشار بیانیه ای، نقص بیانیه رسانه ها را جبران کرد:

بیانیه دبیرخانه رصدونقد رسانه ملی پیرامون هفت

برنامه ي «هفت» تولد بيمارگونه اي داشت... اما همين مولود بيمار،‌ در ادامه به دليل حضور «مسعود فراستي» و حضور فعالانه ي وي در نقد هم زمان فيلم هاي مبتذل تجاري و سينماي روشنفكري و جشنواره اي از يك سو ، و تكريم و حمايت از فيلم هاي ارزشمند و انقلابي از سوي ديگر، به بستري مناسب براي گفتگوي روشنگرانه درباره ي سينما تبديل گشت. مسعود فراستي يقينا تنها امتياز برنامه «هفت» بود كه با تسلط بر مباحث نظري سينما، سطح مباحثات سينمايي را ارتقاء داد، فضاي گفتگوي انتقادي را رونق بخشيد و ادبيات انتقادي آويني را زاويه ي غربت خارج ساخت.





دفتر ضرغامی: هیچ قراری برای نشست خبری گذاشته نشده

بیش از دو هفته از انتشار نامه اول رسانه های انقلابی و حدود یک هفته از انتشار نامه دوم خطاب به آقای ضرغامی که در آن درخواست برگزاری یک نشست خبری مشترک شده بود می گذرد. اما در این فاصله نه تنها آقای ضرغامی به این درخواست پاسخ نگفتند، بلکه طبق روال همیشه هیچ واکنش و پاسخی نسبت به این دو نامه نداشتند. برای پیگیری این قضیه، با دفتر ایشان تماس گرفتیم و دریافتیم که گویا اصلاً از این نامه اطلاعی ندارند!



پنج تن از نمایندگان مجلس در گفتگو با پایگاه 598:

نظر نمایندگان مجلس پیرامون عدم پاسخگویی رئیس رسانه ملی

عدم پاسخگویی رسانه ملی و بالأخص ریاست آن به افکار عمومی که ناشی از فقدان قوانین نظارتی متقن بر صدا و سیما می باشد، حقیقتی است که نمایندگان مجلس و دلسوزان نظام بارها متعرض آن شده اند. حال آنکه مقام معظم رهبری بارها و بارها بر لزوم پاسخگویی مسئولین به افکار عمومی تأکید داشته اند در این رابطه پایگاه 598 در گفتگویی با چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به این موضوع پرداخته است.



نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
1
0
نقدهایی بر برنامه هفت در وبلاگ خانه طلبگی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: