کد خبر: ۴۴۵۸۹۹
زمان انتشار: ۱۳:۰۰     ۱۱ شهريور ۱۳۹۷
یادداشت/
حجت الاسلام رحمت الله معظمی
یکی از وصایای بسیار مهم امام راحل و عظیم الشان که امروز تبدیل به بخشی از فرهنگ سیاسی ما شده ، عبارت است از جمله معروف مندرج در وصیت نامه ایشان:

من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

بنا داریم چند جمله در تفسیر این کلام نورانی خدمت مردم مؤمن وانقلابی ارائه دهیم؛

اولا مخاطب این جمله، آحاد امت اسلامی عموما و خواص امت خصوصا می باشند

ثانیا نگرانی اصلی امام در مورد خود انقلاب است

ثالتا این انذار از جمله فرامینی است که به منحصر به زمان خاص نمی باشد؛ زیرا فرآیند مبارک پیشرفت انقلاب اسلامی بعد از تشکیل تمدن بزرگ اسلامی نیز ادامه خواهد یافت.

اما شاید مهم ترین بخش این کلام نورانی که باید مورد بحث و تحقیق قرار بگیرد مشخص شدن ویژگی ها و مصادیق نااهلان و نامحرمان  باشد که اگر این کار انجام پذیرد تشخیص این دو گروه خطرناک برای همگان آسان تر خواهد بود.

نااهل فردی است که اهلیت مسئول شدن در انقلاب را از ابتدا  ندارد ویا این اهلیت را از دست داده است.

یعنی واجد شایستگی های پایه وحتی حداقل های دردست داشتن قدرت در حکومت اسلامی نیست.

البته فرد نااهل لزوما وابسته و مرتبط با دشمنان اسلام نیست و در غالب موارد حتی دلبسته به انقلاب نیز هست که همین امر موجب دشوار شدن تشخیص برای عموم جامعه میباشد؛ در واقع مهم ترین مشخصه های افرادنااهل بعد از ضعف ایمان، نداشتن روحیات انقلابی، قدرت طلبی و محافظه کاری است.

 نامحرم یعنی فردی که در اساس با انقلاب دشمن است و تقابل او با انقلاب نیاز به اثبات ندارد؛

 و مهم ترین خصوصیت افراد نامحرم شهوت طلبی،دین گریزی و ضدیت با انقلاب است.

لازم به تذکر است که در هر دو صورت، نتیجه و خروجی عملکرد هر دو نفر، دشمنی با انقلاب است که این دشمنی در مورد نامحرم به صورت دانسته و در قماش نااهلان، نادانسته می باشد.

موضوع مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که منظور امام امت از نااهل و نامحرم به صورت مشخص چه کسانی هستند؟

به دلیل آنکه امام راحل، فردی حکیم است بدون تردید این بیان ایشان ناظر به واقعیت جامعه بوده و لذا قبل پاسخ به این پرسش باید مشخص شود که چه کسانی بیش ترین تاثیر را بر ذهن و دل آحاد مردم در جامعه ما می گذارندتا نتیجه اطمینان آور باشد.

در جامعه ایران پس از اسلام به ویژه در دوران معاصر، جریان حوزه و روحانیت دارای بیش ترین تاثیر در متن جامعه و بین توده مردم بوده اند و با توجه به تعمیق روز افزون گرایش به دین و روحیه دین داری در جامعه ما، این تاثیر روزافزون خواهد بود.

هم چنین از ابتدای انقلاب و حتی در دوران نهضت و با یک نگاه از جریانات مشروطه، مهم ترین جریان از حیث تاثیر بر اذهان عمومی، حوزویان بوده اند که البته از ابتدای انقلاب(پس از تقسیم حزب جمهوری اسلامی) مشخصا دو جریان جامعه روحانیت و جامعه روحانیون، بارز ترین جریانات موثر بر سیاست بوده اند. هم چنین بعد از دفاع مقدس، روحانیت و روحانیون به ترتیب در دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی امتداد پیدا کردند. یعنی جریان روحانیت و مولود آن یعنی اصولگرایی و جریان روحانیون و فرزند آن یعنی اصلاح طلبی بیش ترین تاثیر را بر سیاست ما داشته و افراد زیادی را در حلقه های مختلف مدیریت تزریق کرده اند.

در این بین شاید سوال عده ای این باشد که جامعه مدرسین قم و مجمع محققین و مدرسین و جریان سیاست زدای حوزه های علمیه چه نقشی را در سیاست داشته اند.

در جواب می توان گفت که جامعه مدرسین در عملکرد سیاسی به صورت غالب، تابع روحانیت و اصولگرایی و جریان محققین و جریان سیاست زدا، تابع روحانیون و اصلاح طلبی بوده اند. اما ریشه یابی وآسیب شناسی ماهیت واقعی غالب این جریانات، بحثی مفصل است که در  این نوشتار مختصر نمیگنجدو اجمالا جریانات محافظه کار و جهاد گریز  قبل از انقلاب که عمدتا متربیان فضای نجف هستند، از ترس ورود در سیاست و هزینه دادن در راه حق، به کتاب ، حجره ، سجاده و اخلاق پناه برده و حتی فرزندان خود را دور از فضای واقعی جامعه و در مدارسی شبیه مدارس غیر انتفاعی فعلی پروش دادند(که همین فرزندان نیز بدنه اصلی جریانات محافظه کار حوزوی را تشکیل می دهند).

نکته بسیار مهم دیگر این که در این بین و در تمام این مدت، جریان اصیل روحانیت انقلابی و امتداد آن در جامعه یعنی جریان ارزشی، ضمن هدایت و مدیریت حرکت عمومی جامعه به اندازه توان، افراد اصلاح پذیر و قابل هدایت جریانات مذکور را از هضم شدن در این فضا حفظ کردند.

جریان زلال روحانیت متعهد که غالبا طلاب و روحانیون جوان و انقلابی بوده و متن حوزه را نیز هم اینان تشکیل می دهند مهم ترین یاور ولایت در مبارزات دوران نهضت ، پیروزی انقلاب، عبور از دشواری های بدو انقلاب، مقاومت دوران دفاع مقدس، دوران پایه گذاری اشرافی گری، دوران تلاش برای اصلاحات غیر دینی، دوران عدالت شعاری و دوران تعطیلی دولت، تاکنون مهم ترین بوده اند.

بنابراین در واقع نا اهلان ونامحرمان به خصوص بعد از جنگ تحمیلی از دل جریان روحانیت وروحانیون به اصطلاح مبارز و موالید و تابعان آنها بر انقلاب تحمیل شده اند وشاید مقصود امام امت از نا اهل ونا محرم، همین دو جریان بوده که شرایط واقتضاءات مانع از تصریح بوده است.

مقدمه و نکته دیگر اینکه یکی از راهبردهای نظام سلطه در جریان سازی و مهندسی قدرت در دولت ها و مدیریت ذهنیات سیاسی ملت ها القای دو قطبی های سیاسی و سرگرم کردن خواص و تاثیر گذاران آن ملت به برنامه های طراحی شده صهیودنیسم می باشد و غلطیدن در این دام علاوه بر این که فضای سیاسی را تحت مدیریت نظام سلطه قرار می دهد، از ترویج و نهادینه شدن ارزشها، به عنوان معیار های تحلیل و فهم و نیز از تحلیل دار شدن مردم جلوگیری می کنند و دو جریان مذکور از این دست دو قطبی هاست و به  غیر از تفاوت های روبنایی و برخی تفاوت هایی که به دلیل ماهیت جامعه ما گریز ناپذیر است و کنار زدنی نیست، کلیت مانیفست این دو جریان نیز شبیه دیگر دو قطبی های رایج است.

مطلب دیگر این که در سال های اخیر به دلیل مقاومت رهبر انقلاب و هدایت های مکرر ایشان و نیز تلاش های روحانیت متعهد، افکار عموم مردم، نسبت به این دو جریان، کاملابی اعتماد  شده است. علاوه بر تلاش های ولایت برای تصحیح ذهنیات؛ عملکرد غیرقابل دفاع این دو جریان نیز تاثیر به سزایی در این نتیجه گیری داشته است.

در روزهای اخیر که شاهد خشم مردم از فساد گسترده بین مسئولان هستیم و حساسیت جامعه در بحث عدالت به حد بالایی رسیده، برای همگان مشخص شده که سرکرده های اصلی این فساد، اعضای اصلی همین دو جریان می باشند. این دلایل وغیر آن،سبب شده که عملا ادامه مسیر برای نااهلان و نامحرمان در قالب های موجود غیر ممکن باشد لذا اقدام بعدی این قماش ایجاد ساختار ها و عناوین جدیدی در فضای سیاسی خواهد بود و حضور جریان جدیدمحافظه کار، با شعار انقلابی گری و نقد کارآمدی دو جریان مذکور، از نشانه های شکل گیری جریان نااهل و احترامات لسانی به ارزش های انقلاب و نقد اپوزسیون خارجی از نشانه های نامحرمان جدید می باشد.

نکته بسیار مهم دیگر این که بیش ترین نفع را در چهل سال گذشته از این وضعیت، یک قماش ظاهر الصلاح می برند که غالبا منتسب به ارکان نظام و انقلاب هستند و درشعار ها ضد استکباری و دشمنی زبانی با آمریکا، مشهورند.

این افراد که مرکزیت وجعبه تقسیم نااهلان ونامحرمان هستند باید نقطه تمرکز مبارزه انقلابیون باشد و جریان حزب الله تمام توان خود را مصروف باز پس گرفتن قدرت از این افراد کند.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۲
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها